X
تبلیغات
امام على عليه‏السلام :عدالت شالوده‏اى است كه جهان بر آن استوار است عدالت نامه - کتاب: نظریه رفاه - مبانی معرفت شناختی نظریه عدالت اجتماعی

عدالت نامه

تلاشی درجهت بسط مفهوم عدالت در جامعه علمی ایران

کتاب: نظریه رفاه - مبانی معرفت شناختی نظریه عدالت اجتماعی

نوشته تونی فیتز پتریک

ترجمه هرمز همایون پور

 با همکاری موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی و توسط انتشارات گام

در اهمیت رفاه و تامین اجتماعی گفته شده است که اینها هدف توسعه نیستند بلکه خود توسعه محسوب می شوند . یعنی دولت و جامعه ای را می توانیم توسعه یافته بدانیم که سطح حداقل ( یا متناسب ) زندگی را از جهات مسکن , آموزش , تغذیه و بهداشت و درمان برای یکایک آحاد و ساکنانش فراهم کرده باشد . بحث اصلی در واقع از همین پرسش شروع می شود . روشن است که هیچ کس با این که مردم جامعه مرفه باشند مخالف نیستند . لکن چگونه باید به این مهم دست یافت ؟ مفاهیمی چون عدالت یا برابری که خود به خود در این بحث مطرح می شوند چه معنایی دارند ؟ آیا عدالت اجتماعی به این معناست که کلیه آحاد جامعه از نظر درآمد و سطح زندگی وضعیتی همانند داشته باشند ؛ یا آنکه همه باید از فرصتهای برابر برخوردار باشند و بعد هرکسی به تناسب استعداد و کوشایی خود , به مراتب بهتر و برتری دست یاند ؟   رژیم های سوسیالیستی و کمونیستی ( یا مدعی داشتن اینگونه نظامها ) راه اول را آزمودند و به بن بست رسیده اند . منتقدمان می گفتند که , در این رژیم ها افراد انگیزه کار و فعالیت بیشتر و عرضه خلاقیتهای خود را از دست  می دهند . وقتی قرار باشد , صرف نظر از تلاش و جهدی که کرده ای یا نکرده ای , در آخر ماه حقوق یا دستمزدی یکسان دریافت کنی , چه دلیل دارد که وقتت را صرف کار بیشتر و فعالانه تر کنی . از طرف دیگر چون اینگونه نظامها می خواهند شرایط و ضوابطی یکسان را بر جامعه تحمیل کنند , الزاماْ به راه استبداد و سرکوبگری گام می کذارند . تاب هیچ نوع مخالفت یا دگر اندیشی را نمی آورند . همه را "خودی " می خواهند و از هر نوع " ناخودی " به وحشت می افتند .
در عین حال , اگر بی کفایتی اینگونه رژیم ها و مقلدان آنها کمک کرد تا درستی سخن و منطق منتقدان فوق به  ترتیبی ثابت شود . درباره خود این منتقدان و آنچه به عنوان  " برابری فرصت " مطرح می کنند چه باید گفت ؟ به فرض که به همگان برابری فرصت داده شده , آیا آن کسی که مثلاْ به خاطر موقعیت طبقاتی , ثروت موروثی ,  با امکانات آموزشی بهتری که به سبب این عوامل نصیب او شده است . و آن کسی که فاقد این امکانات بوده است , دارای وضع یا فرصت برابر خواهند بود ؟ روشن است که پاسخ منفی است .
راهی که مخالفان نظامهای استبدادی و خودکامه برای پاسخگویی به این مسائل و مشکلات اندیشیدند , و به تدریج تحول و تکامل یافت , ایجاد دولت رفاه بود . گفته می شود که این دولت , ضمن آنکه دست محرومان و مطرودان را می گیرید و آنها را به حیات اجتماعی باز می گرداند , با دموکراسی و مشارکت عمومی نیز سازگار است . هم سطحی حداقل  ( وبه تدریج , سطحی متناسب ) برای درماندگان تامین می کند و عواملی چون فقر , نیاز , جهل و فقدان مسکن و بهداشت را از میان بر می دارد, و هم به افراد فرصت می دهد تا به تناسب هوش و آمادگی و استعداد و تلاش و کوشش خود به مراتب رفاهی و اجتماعی بالاتری دست یابند .
در دوران پس از جنگ جهانی دوم , دولت رفاه در کشورهای اروپایی غربی به اوج شکوفایی خود رسید و حتی به نظر می رسد که به اغلب هدفهای خود دست یافته یا به تححق آنها نزدیک شده است . کامیابی بزرگ بود و آثار خود را به سراسر دنیا پراکند و دولتهای سایر مناطق جهان را به الگو برداری از خود واداشت. حتی بسیاری از صاحبنظران تا به آنجا پیش رفته اند که وجود دولت رفاه را در جوامعه سرمایه داری غرب از مهمترین عوامل شکست و فروپاشی اردوگاه کمونیسم بر می شمرند .  وقتی الگویی فراهم باشد که به جای  فقر عمومی  اما " برابر " و به جای سرکوبگری و فشار دولت و اختناق مطلق حاکم بر جامعه , امکان نسبی رفاه و آزادی نیز شکوفایی فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی را فراهم کند , معلوم است که دیر یا زود راه خود را باز خواهد کرد و الگوهای ناکارآمد معارض را فرو خواهد پاشید .
در کتاب حاضر , سیاست اجتماعی , یعنی تامین رفاه و بهزیستی اعضای جامعه و مقولات پیوسته و وابسته به آن _ نظیر عدالت اجتماعی , آزادی , برابری , و نقش و رسالت دولت و گروه ها و طبقات اجتماعی _ به تفصیل مورد بحث قرار می گیرد و نشان میدهد که فیلسوفان باستان , نظیر افلاطون و ارسطو چه نظری در باب اینگونه موضوعها داشته اند .
خط سیر فکری و اجتماعی چه تحولاتی داشته است و فیلسوفان و صاحبنظران ادوار بعد , افرادی چون   آدام اسمیت , کانت , هگل و مارکس دارای چه مواضعی بوده اند و در نهایت صاحبنظران معاصر نظیر شومپیتر , کینز , هایک , نازیک , فوکو , بودریار , راولز و آمارتیاسن درباره عدالت اجتماعی و نظامهای رفاهی چه گفته اند .
مباحث ناظر بر مدرنیسم و پست مدرنیسم در وجوه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خود , چه ارتباطی با سیاست اجتماعی دارد و چگونه بر شکل گیری درست  یا نادرست سیاست اجتماعی تاثیر کرده است . کتاب نظریه رفاه ( سیاست اجتماعی چیست ؟ ) نوشته فیتز پتریک  ترجمه هرمز همایون پور که با همکاری موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی و توسط انتشارات گام نو منتشر شده است می تواند احتمالا ْبیشتر از سایر کتابهای مربوط به تئوری های رفاه و تامین اجتماعی به عمق نظریه ها و تحول افکار نظریه پردازان ورود کند .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 9:0  توسط سیدمجیدافضلی  تعدادبازدیدکنندگان: